![]() |
![]() |
|
| تنها جاده های مجازی مقصد دارند ...جاده های حقیقی مقصد ندارند...مقصد همان جاده است!! |
|
چه نا به هنگام به اصل خویش بازگشته ام ... مینویسم به پاس و یاد گریه ی عـــمـــیق و طولانی امشبم.. گریه ای برای همه چیزهای داشته و نداشته ام.. گریه ای برای همه کارهای کرده و ناکرده ام.. گریه ای برای همه سقوط های که به یکباره بر من فایق امد .. گریه ای برای همه طردشدگی هایم از آسمان..زمین..بهشت..جهنم! گریه ای برای این بودن اجباری...و رفتنی اجباری ت....!!ر گریه ای برای همه دلتنگی ها و بغضهای فرو خورده ا م.. گریه ای برای همه ارزوهای بر باد رفته و همه زمستان های که بی برف گذشت.. گریه ای برای شبهـای یــــــــــــــــــــــــــــلدای امده ونیامده ای که بی عشق سپری خواهد شد. گریه ای برا ی همه شکست ها و ترس هایی که بر شالوده تن و جانم ماند . گریه ای برای گلوی بغض کرده ام ..چشمان متورمم و این دستانی که گاهی بوی خاک و ماهی مرده میدهد. 'گریه ای برای تنهــا بودنم..تنهــا ماندنم...................مثل گذشته های نه چندان دور سخت احساس تنهایی میکنم. و به گمانم به اصل خویش که همان تنهایی ام بوده بازگشته ام. به تنهایی همیشگی ام...به تنهایی دل پذیرم. به تنهای تاریکـــــــــــ وطولانــــــــــــــــــــی ام. پ.ن: دلم میخواد برم سیبری ..بعدشم قطب جنوب...
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کاشکی غفلت روزمرگی مرا در خود می ربود..........
|
|
RSS
|