![]() |
![]() |
|
| تنها جاده های مجازی مقصد دارند ...جاده های حقیقی مقصد ندارند...مقصد همان جاده است!! |
|
چندي پيشترها در درونم بوي هجرت به مشامم رسيد. ..هجرت از خودم به خدا.. يادم افتادکه بايد از مترسکي که از خودم براي خويشتنم ساختم هجرت کنم... .يه هجرت توي يه جاده حقيقي..مي خوام برم دنباله جاده نور خودم خدا...... چند وقتي ست که دلم ازدست خودم گرفته است واحساس مي کنم جنس گلويم باد کرده و کسي مشتري احوال پرسي ام نيست وخوب ميدانمکه خط خدااکثر اوقات اشغال است و او روزگار درازي ست که با من قهر است...................... به ياد اوردم که روزگاري طولانيست که دستهايم تاريک شده وکلماتم بارانيست وهمانند يک دوره گرد ي آزادبا تنهاييم روزگار درد الودم را مي گذرانم.به ياد اوردم که مثل پيشترها آنقدرها هم از زندگي متنفر نيستم و در اعماق انديشه ام براي خودم مرور کردم که مرگ همان زندگي ست وزندگي همان مرگ ست...به ياد اوردم که ساده تراز پيشترها در قلب خنجر ها نفوذ ميکنم و به راحتي با تابلوها دوست ميشوم وبيشتر از سابق بر جنازه ارزوهايم گريه ميکنم وبيشتر از سابق دچار ماليخولياي مطلق شدم.به ياد اوردم که ديگر مثل سابق انقدر ها هم مقيد به مطلق نباشم چرا که مطلق هم مقيداست.....دلم ميخواهد سر بگذارم به خيابان خودم وبه بيغوله هاي پرت وجدانم وبه کوچه پس کوچه هاي گمشده عاطفه ام. وبه ياد آوردم که دفترچه فراموشي ام را گم کرده ام.هوم........وقتي با خودم مي انديشم ميبينم که در اين سال هاي اخير خيلي چيزها را گم کرده ام.چقدر تلخم از روزگاري که بر من گذشت.....و در اخر به ياد آوردم که دچار وفور تنهايي شدم...........!! |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کاشکی غفلت روزمرگی مرا در خود می ربود..........
|
|
RSS
|